tomorrow

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

to·mor·row/təˈmɒrəʊ/
1adverb (قید)commontype (نوع): timeadjective (صفت): tomorrowposition (جایگاه): beginning

قید — فردا

فرداروز بعد

در روز بعد از امروز.

On the day after today.

«فردا در محل کار شما را می‌بینم.»

I will see you tomorrow at work.

«جلسه برای فردا برنامه‌ریزی شده است.»

The meeting is scheduled for tomorrow.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — فردا

فرداروز آینده

روزی که بعد از امروز می‌آید.

The day after today.

«فردا روز دیگری است.»

Tomorrow is a new day.

«من مشتاقانه منتظر فردایم.»

I'm looking forward to tomorrow.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000