بازگشت

touches

touch·es/ˈtʌtʃɪz/
verb (فعل)common
past (گذشته): touchedpast participle (مفعولی): touched-ing (حال): touching3rd (سوم): touches
تماس می‌گیردلمس می‌کند

صورت سوم شخص فعل touch به معنای برقراری تماس فیزیکی

Third person singular present of 'touch', to make physical contact

«او صفحه را لمس می‌کند تا برنامه را باز کند.»

He touches the screen to open the app.

«او به آرامی گل‌ها را لمس می‌کند.»

She gently touches the flowers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feelsلمس می‌کند

مترادف کلی؛ تأکید بر حس کردن دارد.

General synonym; emphasis on sensation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000