بازگشت

trace

/treɪs/
1noun (اسم)common
plural (جمع): traces
اثرردنشانه

مقدار کم یا نشانه‌ای که نشان دهد چیزی وجود داشته یا حضور داشته است.

A small amount or sign showing that something existed or was present.

«ردی از رنگ روی لباسش بود.»

There was a trace of paint on his clothes.

«آنها آثار سفال‌های قدیمی را یافتند.»

They found traces of ancient pottery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
markعلامت

کلمه رایج برای هر نشانه قابل مشاهده یا فیزیکی، معمولا معادل trace.

Common word for any visible or physical indication, often interchangeable with trace.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): tracedpast participle (مفعولی): traced-ing (حال): tracing3rd (سوم): traces
ردیابی کردنپیگیری کردن

ردپا یا نشانه‌های چیزی یا کسی را پیدا یا دنبال کردن.

To find or follow the tracks or signs of something or someone.

«آنها تماس را به یک تلفن عمومی نزدیک ردیابی کردند.»

They traced the call to a nearby phone booth.

«می‌توانی مسیر را روی نقشه دنبال کنی؟»

Can you trace the path on the map?

تفاوت با واژه‌های مشابه
trackردیابی کردن

رایج؛ در بیشتر مواقع قابل تعویض با trace برای دنبال کردن نشانه‌ها.

Common; often interchangeable with trace when referring to following signs or movements.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000