transpired

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

trans·pired/trænˈspaɪərd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): transpiredpast participle (مفعولی): transpired-ing (حال): transpiring3rd (سوم): transpires

فعل — رخ دادن

رخ دادنآشکار شدن

گذشته transpire؛ رخ دادن یا معلوم شدن، به ویژه یک واقعیت یا رخداد.

Past tense of transpire; to happen or become known, especially a fact or event.

«مشخص شد که او تمام مدت دروغ می‌گفت.»

It transpired that he had been lying all along.

«چندین رخداد مهم در جلسه اتفاق افتاد.»

Several important events transpired during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
occurredرخ دادن

رایج. اغلب قابل جابجایی اما transpire بیشتر به معلوم شدن اشاره دارد.

Common. Often interchangeable but transpire usually implies becoming known.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000