پیروزیها یا موفقیتهای بزرگ.
Great victories or successes.
«موفقیتهای او توسط همه جشن گرفته شد.»
“Her triumphs were celebrated by all.”
«موفقیتهای تیم روحیه را افزایش داد.»
“The team’s triumphs boosted morale.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. مخصوصاً برنده شدن در مسابقات یا جنگها؛ در بسیاری از زمینهها قابل جایگزینی است.
Common. Specifically winning competitions or battles; interchangeable in many contexts.
متضادها
کسب پیروزی یا موفقیت بزرگ.
To achieve a great victory or success.
«آنها بر رقبایشان پیروز شدند.»
“They triumphed over their rivals.”
«او با وجود همه مشکلات پیروز شد.»
“She triumphed against all odds.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. موفق شدن در مسابقه یا مبارزه؛ اغلب در ورزش جایگزین triumph میشود.
Common. To be successful in a competition or struggle; often interchangeable with ‘triumph’ in sporting or competitive contexts.