tromping

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

trom·ping/ˈtrɒmpɪŋ/
trompto walk heavily or stomp noisily-ingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): trompedpast participle (مفعولی): tromped-ing (حال): tromping3rd (سوم): tromps

فعل — پا کوبیدن

پا کوبیدنگام‌های سنگین برداشتن

با قدم‌های سنگین و پرصدا راه رفتن.

Walking heavily and noisily.

«آن‌ها با قدم‌های سنگین در جنگل راه می‌رفتند.»

They were tromping through the forest.

«او با صدای بلند به بالا راه رفت.»

He tromped loudly upstairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stompingپا کوبیدن

متداول. معنای مشابه؛ اغلب جایگزین tromping است.

Common. Similar meaning; often interchangeable with tromping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000