بازگشت

trotter

trot·ter/ˈtrɒtər/
trota moderate pace of running-erone who does something
noun (اسم)common
plural (جمع): trotters
پای خوکجز مرغ‌داری

پای خوک که معمولاً به عنوان خوراک استفاده می‌شود.

The foot of a pig, commonly used as food.

«آنها پای خوک را در خورش طبخ کردند.»

They cooked the pig trotters in stew.

«پاهای خوک در بسیاری از غذاها طرفدار دارند.»

Pig trotters are enjoyed in many cuisines.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000