بازگشت

unclip

un·clip/ʌnˈklɪp/
un-reverse actionclipto fasten or attach with a clip
verb (فعل)common
past (گذشته): unclippedpast participle (مفعولی): unclipped-ing (حال): unclipping3rd (سوم): unclips
باز کردن گیرهباز کردن کلیپ

بازکردن یا جداکردن چیزی که به کمک گیره یا کلیپ بسته شده باشد.

To detach or remove by undoing a clip or clasp.

«او کاغذها را از پوشه جدا کرد.»

She unclipped the papers from the folder.

«لطفاً قبل از ایستادن کمربند ایمنی‌تان را باز کنید.»

Please unclip your seatbelt before standing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detachجدا کردن

رایج. در جدا کردن جسم‌ها معمولاً قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in physical removal of fastened objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000