underbear

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·der·bear/ˌʌndərˈbɛər/
under-below, insufficientbearto carry or support
verb (فعل)technicalpast (گذشته): underborepast participle (مفعولی): underborne-ing (حال): underbearing3rd (سوم): underbears

فعل — تحمل از زیر

تحمل از زیرحمایت کردن

از زیر چیزی را تحمل کردن یا حمایت کردن، به‌خصوص برای حمایت سازه‌ای.

To support or bear something from beneath, especially to provide structural support.

«ستون‌ها وزن سقف را از زیر تحمل می‌کنند.»

The columns underbear the weight of the roof.

«تیرهای قوی کف بالایی را از زیر نگه می‌دارند.»

Strong beams underbear the floor above.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000