بازگشت

unfocused

un·fo·cused/ʌnˈfoʊkəst/
un-negationfocusedconcentrated or directed attention
adjective (صفت)common
بی‌تمرکزگمراه

عدم تمرکز؛ بدون دقت یا جهت‌گیری روشن.

Not paying attention; lacking concentration or clear direction.

«او در طول سخنرانی بی‌تمرکز بود.»

She was unfocused during the lecture.

«افکارش بدون تمرکز و گیج بود.»

His thoughts felt unfocused and confused.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distractedپراکنده‌ذهن

رایج. وقتی توجه پرت شده باشد قابل جایگزین است.

Common. Interchangeable when meaning attention is drawn away.

scatteredپراکنده

غیررسمی. بر نبود انسجام یا تمرکز تأکید دارد.

Informal. Emphasizes lack of focus or cohesion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000