ungroomed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·groomed/ˌʌnˈɡruːmd/
un-negation / notgroomedcleaned and prepared
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ungroomedersuperlative (عالی): ungroomedest

صفت — نامرتب

نامرتبآراسته‌نبوده

تمیز یا شانه نشده و به صورت ظاهری مراقبت نشده.

Not cleaned, brushed, or maintained in appearance.

«سگ نامرتب به نظر می‌رسید که رسیدگی نشده است.»

The ungroomed dog looked neglected.

«او در جلسه به صورت نامرتب حاضر شد.»

He appeared ungroomed at the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unkemptنامرتب

رایج. توصیف ظاهری نامرتب یا بی‌نظم، معنای بسیار مشابه.

Common. Describes messy or disorderly appearance, very similar in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000