بازگشت

unlocked

un·locked/ʌnˈlɒkt/
un-not, reverselockto fasten or secure with a lock-edpast participle
adjective (صفت)common
بازآنلاک شده

که با قفل بسته نشده باشد؛ باز یا در دسترس باشد.

Not secured by a lock; open or accessible.

«وقتی رسیدم در باز بود.»

The door was unlocked when I arrived.

«قبل از فروش مطمئن شو که تلفن آنلاک شده باشد.»

Make sure the phone is unlocked before selling it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
openباز

رایج. معنای کلی‌تر دارد و می‌تواند به هر چیزی که بسته یا قفل نیست اشاره کند.

Common. More general, can refer to anything not closed or locked.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000