unshelled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·shelled/ˌʌnˈʃɛld/
un-negation / notshelledhaving a shell or protective covering
adjective (صفت)common

صفت — بدون پوست

بدون پوستعاری از پوسته

فاقد پوست یا پوشش خارجی محافظ.

Not having its shell or outer protective covering.

«بادام‌زمینی‌های بدون پوست معمولاً در آشپزی استفاده می‌شوند.»

Unshelled peanuts are often used in cooking.

«میگوی بدون پوست به‌سرعت پخته شد.»

The unshelled shrimp was cooked quickly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000