uprighted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

up·right·ed/ˈʌpraɪtɪd/
uprightvertical or erect-edpast tense and past participle
adjective (صفت)formal

صفت — قائم شده

قائم شدهایستاده

در موقعیت قائم یا عمودی قرار گرفته.

Set or placed in an upright position.

«مجسمه قائم به خوبی ایستاده بود.»

The uprighted statue stood firm.

«جعبه را عمودی روی میز گذاشتند.»

They left the box uprighted on the table.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000