بازگشت

vertical

ver·ti·cal/ˈvɜːrtɪkəl/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more verticalsuperlative (عالی): most vertical
عمودیایستاده

به صورت مستقیم بالا و پایین، عمودی.

Going straight up and down; upright.

«اینجا یک خط عمودی بکش.»

Draw a vertical line here.

«درخت به صورت عمودی به سمت آسمان رشد کرد.»

The tree grew vertical toward the sky.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uprightقائم

رایج. معنی مشابه اما vertical علمی‌تر است؛ upright به حالت درست ایستادن نیز اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'vertical' is more technical; 'upright' also implies proper posture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000