بازگشت

veto

ve·to/ˈviː.toʊ/
1noun (اسم)formal
plural (جمع): vetoes
حق وتوردکردن

حق رد کردن یک تصمیم یا پیشنهاد.

The right to reject a decision or proposal.

«رئیس‌جمهور حق وتو دارد.»

The president has the power of veto.

«آنها حق وتو را برای آن طرح اعمال کردند.»

They cast a veto on the plan.

2verb (فعل)formal
past (گذشته): vetoedpast participle (مفعولی): vetoed-ing (حال): vetoing3rd (سوم): vetoes
وتو کردنرد کردن

رسماً رد یا ممنوع کردن چیزی.

To reject or forbid something officially.

«رئیس‌جمهور لایحه را وتو کرد.»

The president vetoed the bill.

«آنها به اتفاق پیشنهاد را رد کردند.»

They vetoed the proposal unanimously.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000