بازگشت

wakeful

wake·ful/ˈweɪkfʊl/
waketo be awake-fulfull of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more wakefulsuperlative (عالی): most wakeful
بیداربیدارمانده

ناتوانی در خوابیدن یا بیدار ماندن.

Unable to sleep or staying awake.

«او به خاطر سر و صدا تمام شب بیدار ماند.»

She was wakeful all night due to noise.

«نوزاد بیدار است و آرام نمی‌گیرد.»

The baby is wakeful and won’t rest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alertهوشیار

رایج. تاکید بر هشیاری و بیداری است، نه لزوماً ناتوانی در خواب.

Common. Emphasizes being awake and attentive rather than inability to sleep.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000