بازگشت

watertight

water·tight/ˈwɔːtərˌtaɪt/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more watertightsuperlative (عالی): most watertight
ضد آبکاملاً بسته

کاملاً مهر و موم شده تا آب وارد یا خارج نشود.

Completely sealed to prevent water from entering or escaping.

«ظرف ضد آب تجهیزات را نجات داد.»

The watertight container saved the equipment.

«آن‌ها مطمئن شدند قایق کاملاً ضد آب باشد.»

They made sure the boat was watertight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
waterproofضد آب

رایج. در بسیاری از موقعیت‌ها در مورد مقاومت در برابر آب قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in many contexts regarding water resistance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000