whisker

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

whis·ker/ˈwɪskər/
noun (اسم)commonplural (جمع): whiskers

اسم — سبیل حیوان

سبیل حیوانموهای بلند اطراف دهان

مو یا پرز بلند که نزدیک دهان بعضی پستانداران مانند گربه یا موش رشد می‌کند.

A long projecting hair or bristle growing near the mouth of some mammals like cats or mice.

«سبیل‌های گربه به او در حس کردن محیط اطراف کمک می‌کند.»

The cat’s whiskers help it sense the environment.

«سبیل‌های موش عصبی تکان خورد.»

The mouse’s whiskers twitched nervously.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000