winterberry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

win·ter·ber·ry/ˈwɪn.tərˌbɛr.i/
winterthe coldest seasonberrysmall round fruit
noun (اسم)commonplural (جمع): winterberries

اسم — زغال‌اخته زمستانی

زغال‌اخته زمستانیمیوه زمستانی

نوعی درختچه که میوه‌های قرمزرنگش تا زمستان باقی می‌مانند.

A type of shrub producing bright red berries that persist through winter.

«بوته‌های زغال‌اخته زمستانی باغ پوشیده از برف را روشن می‌کنند.»

Winterberry bushes brighten up the snowy garden.

«پرندگان در ماه‌های سرد از میوه‌های زمستانی تغذیه می‌کنند.»

Birds feed on winterberries in cold months.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000