about to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·bout to/əˈbaʊt tə/
phrase (عبارت)common

عبارت — در آستانهٔ انجام کاری بودن

در آستانهٔ انجام کاری بودننزدیک بودن که

در آستانهٔ انجام کاری بودن و قرار بودن خیلی زود آن را انجام داد.

on the point of doing something; going to do it very soon

«من همین الان می‌خواهم بروم.»

I'm about to leave.

«نمایش همین حالا شروع می‌شود.»

The show is about to begin.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000