بازگشت

abstention

ab·sten·tion/əbˈstɛnʃən/
ab-away, fromstainhold, keep-tionaction or process
noun (اسم)formal
خودداری از رأی دادنامتناع از رأی

عمل خودداری داوطلبانه از رأی دادن در یک انتخابات یا تصمیم‌گیری.

The act of deliberately choosing not to vote in an election or decision.

«در رأی‌گیری شورای شهر پنج نفر خودداری کردند.»

There were five abstentions in the council's vote.

«امتناع او از رأی دادن بر نتیجه انتخابات تأثیر گذاشت.»

His abstention affected the election outcome.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000