بازگشت
noun (اسم)formal
خودداری از رأی دادنامتناع از رأی
عمل خودداری داوطلبانه از رأی دادن در یک انتخابات یا تصمیمگیری.
The act of deliberately choosing not to vote in an election or decision.
«در رأیگیری شورای شهر پنج نفر خودداری کردند.»
“There were five abstentions in the council's vote.”
«امتناع او از رأی دادن بر نتیجه انتخابات تأثیر گذاشت.»
“His abstention affected the election outcome.”