acclaim
به صورت مشتاقانه و علنی ستایش کردن.
To praise enthusiastically and publicly.
«نمایش جدید هم مورد تحسین تماشاگران و هم منتقدان قرار گرفت.»
“The new play was acclaimed by audiences and critics alike.”
«او در زمینه خود به عنوان یک نابغه تحسین شد.»
“He was acclaimed as a genius in his field.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'پرِیز' یک اصطلاح کلی برای ابراز تأیید یا تحسین است. به طور گسترده قابل جایگزینی است، اما 'اکلِم' اغلب به یک شناخت عمومیتر، مشتاقانهتر و گستردهتر، معمولاً برای دستاوردهای هنری یا حرفهای، اشاره دارد. 'او کارش را ستایش کرد' در مقابل 'منتقدان کار او را تحسین کردند'.
Everyday. 'Praise' is a general term for expressing approval or admiration. It is broadly interchangeable, but 'acclaim' often suggests a more public, enthusiastic, and widespread recognition, typically for artistic or professional achievement. 'He praised her work' vs. 'Critics acclaimed her work'.
روزمره. 'اپلاد' عمدتاً به نشان دادن تأیید با دست زدن اشاره دارد. اگرچه شکلی از تحسین است، اما به عمل فیزیکی خاصی اشاره دارد. به صورت مجازی، میتواند به معنای ابراز تأیید شدید باشد. 'تماشاگران اجرای او را تشویق کردند' (عمل فیزیکی) در مقابل 'منتقدان اجرای او را تحسین کردند' (ستایش کلامی/شناخت).
Everyday. 'Applaud' primarily refers to showing approval by clapping hands. While it's a form of acclaim, it's specific to the physical act. Figuratively, it can mean to express strong approval. 'The audience applauded his performance' (physical action) vs. 'The critics acclaimed his performance' (verbal praise/recognition).
ستایش مشتاقانه و عمومی.
Enthusiastic and public praise.
«رمان پس از انتشار با تحسین منتقدان روبرو شد.»
“The novel received critical acclaim upon its release.”
«اجرای او برایش تحسین گستردهای به ارمغان آورد.»
“Her performance earned her widespread acclaim.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'پرِیز' یک اصطلاح کلی برای تأیید است. 'اکلِم' نشاندهنده درجه بالاتری از شناخت عمومی و شور و شوق است، اغلب برای دستاوردهای مهم. 'او برای تلاشهایش ستایش زیادی دریافت کرد' در مقابل 'فیلم مورد تحسین گسترده قرار گرفت'.
Everyday. 'Praise' is a general term for approval. 'Acclaim' suggests a higher degree of public recognition and enthusiasm, often for significant achievements. 'He received much praise for his efforts' vs. 'The film received widespread acclaim'.
روزمره. 'اپریشیشن' به قدردانی یا درک ارزش اشاره دارد. کمتر به جشن عمومی و بیشتر به شناخت یا درک شخصی مربوط میشود. اگرچه به احساسات مثبت مرتبط است، اما همان شور و شوق عمومی 'اکلِم' را ندارد. 'ما از کار او قدردانی کردیم' درست است، اما 'بازیگر از قدردانی تماشاگران لذت برد' کمتر از 'بازیگر از تحسین تماشاگران لذت برد' قوی به نظر میرسد.
Everyday. 'Appreciation' refers to gratitude or understanding of value. It is less about public celebration and more about personal recognition or understanding. While related to positive sentiment, it doesn't carry the same public fanfare as 'acclaim'. 'We showed our appreciation for his work' works, but 'The actor basked in the audience's appreciation' sounds less strong than 'The actor basked in the audience's acclaim'.