بازگشت

praise

/preɪz/
1verb (فعل)common
past (گذشته): praisedpast participle (مفعولی): praised-ing (حال): praising3rd (سوم): praises
تحسین کردنستودنتمجید کردن

به گرمی از کسی یا چیزی تمجید کردن یا تحسین کردن.

To express warm approval or admiration for someone or something.

«معلم دانش‌آموزان را به خاطر تلاششان تحسین کرد.»

The teacher praised the students for their hard work.

«بسیاری شجاعت او را ستودند.»

Many praised her courage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
commendتحسین کردن (رسمی‌تر) / تقدیر کردن (رسمی‌تر) / ستودن (رسمی‌تر و کمی ادبی‌تر از praise و commend) / پیشنهاد دادن به صورت مثبت (پیشنهاد دادن به صورت مثبت کمی با تمجید کردن تفاوت دارد و به معنای پیشنهاد دادن یا تحسین کردن کسی برای یک کار خاص است و نه به معنای تحسین کردن از کل شخص). مثلاً وقتی یک نفر کاری را به خوبی انجام داده باشد به معنی تمجید از آن کار خاص است (تقدیر). اگر شخص توانایی کاری را داشته باشد و کار را انجام دهد ولی شخص دیگری این توانایی را نداشته باشد، این نوع از تعریف کردن کمی شبیه به تعریف کردن در معنی commend است. اما این تفاوت‌ها در فارسی به خوبی منعکس نمی‌شود و به همان تقدیر و تمجید بسنده می‌کنیم (این تفاوت‌ها در انگلیسی برای فارسی زبانان قابل توجه و درک نیست). اگر بخواهیم این تفاوت را معنی کنیم باید بگوییم توصیه کردن یا تحسین کردن برای کار خوب. اما در فارسی همان تقدیر و تمجید کافی است. این توضیحات از سایت ها و منابع مختلف انگلیسی گرفته شده است. در نهایت می‌توانیم بگوییم commend و praise هر دو به معنی تحسین کردن و ستایش کردن هستند اما با کمی تفاوت در کاربرد. Commend کمی رسمی‌تر است و بیشتر برای تمجید از کاری که کسی انجام داده است استفاده می‌شود. اما praise می‌تواند برای تمجید از شخص یا ویژگی‌های شخص نیز استفاده شود. برای مثال، می‌توانید بگویید «I praise your bravery» (من شجاعت شما را تحسین می‌کنم) و یا «I commend you for your bravery» (من شما را به خاطر شجاعتتان تحسین می‌کنم). اما این تفاوت در فارسی بسیار کوچک است و نمی‌توان آن را به خوبی ترجمه کرد. در ترجمه فارسی، همان تقدیر و تحسین را برای هر دو استفاده می‌کنیم و مخاطب از طریق جمله متوجه تفاوت می‌شود. در نهایت، باید به تفاوت‌های ظریف در کاربرد این دو کلمه در انگلیسی توجه داشت. Commend اغلب در موقعیت‌های رسمی‌تر و برای تحسین عملکرد یا رفتار خاصی به کار می‌رود. برای مثال، اگر کسی کار خود را به خوبی انجام دهد، می‌توان گفت
acclaimتحسین عمومی/مورد استقبال قرار گرفتن/ستایش کردن با شور و هیجان (معمولاً در جمع و به صورت رسمی). این کلمه در فارسی ترجمه مستقیمی ندارد و باید آن را در قالب جمله ترجمه کرد. برای مثال، «The movie was acclaimed by critics» به معنی «فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت» یا «فیلم با استقبال منتقدان روبرو شد» است. این کلمه بیشتر برای کارهای هنری و فرهنگی استفاده می‌شود. در مقایسه با praise، کلمه acclaim معمولاً به تحسین عمومی و رسمی‌تر اشاره دارد. در مورد استفاده از این کلمه، باید به این نکته توجه داشت که این کلمه بیشتر در متون ادبی و رسمی به کار می‌رود و در مکالمات روزمره کمتر استفاده می‌شود. همچنین، acclaim می‌تواند به معنی تشویق کردن با کف زدن یا فریاد کشیدن نیز باشد. برای مثال، «The crowd acclaimed the hero» به معنی «جمعیت قهرمان را با تشویق و فریاد ستایش کردند» است. در نهایت، در فارسی، می‌توان از کلماتی مانند «تحسین کردن»، «ستایش کردن»، «استقبال کردن» و «مورد ستایش قرار گرفتن» برای ترجمه acclaim استفاده کرد.
متضادها
2noun (اسم)common
تحسینستایشتمجید

ابراز تحسین یا تمجید گرم و صمیمانه.

The expression of warm approval or admiration.

«کار او تحسین فراوانی از سوی منتقدان دریافت کرد.»

Her work received high praise from the critics.

«او به خاطر صداقتش سزاوار ستایش است.»

He deserves praise for his honesty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
acclaimتحسین عمومی/استقبال گرم. رسمی/ادبی.
admirationتحسین/ستایش/اعجاب. روزمره. این کلمه بیشتر بر احساس درونی احترام و تحسین تمرکز دارد، در حالی که 'praise' بر ابراز بیرونی آن تمرکز می‌کند. 'She received praise for her painting' (او برای نقاشی‌اش تحسین دریافت کرد) قابل جایگزینی با 'She received admiration for her painting' (او برای نقاشی‌اش مورد تحسین قرار گرفت) نیست زیرا دومی بیشتر به معنای برانگیختن احساس تحسین در دیگران است تا دریافت آن به صورت ابراز کلامی. در بافت‌هایی که اشاره به احساس درونی تحسین باشد، قابل جایگزینی است. مثلاً 'Her talent drew universal admiration' به جای 'Her talent drew universal praise' در این معنی حس بهتری می‌دهد.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000