بازگشت

accomplishment

ac·com·plish·ment/əˈkʌmplɪʃmənt/
accomplishto complete successfully-mentthe result or product of an action
noun (اسم)common
plural (جمع): accomplishments
دستاوردموفقیتکار انجام شده

چیزی که با مهارت یا تلاش به موفقیت انجام شده باشد.

Something successfully completed, especially with skill or effort.

«فارغ‌التحصیلی از دانشگاه یک دستاورد بزرگ بود.»

Graduating college was a great accomplishment.

«او به دستاوردهایش افتخار می‌کند.»

She takes pride in her accomplishments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
achievementدستاورد

رایج. تقریباً مترادف، به چیزی که با موفقیت انجام شده اشاره دارد.

Common. Almost interchangeable, refers to something completed successfully.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000