act up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ækt ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — بدرفتاری کردن

بدرفتاری کردنشیطنت کردن

بدرفتاری کردن یا کنترلش دشوار شدن، به‌خصوص دربارهٔ کودک.

To behave badly or be difficult to control.

«بچه‌ها هنگام شام شیطنت کردند.»

The children acted up during dinner.

«وقتی مهمان می‌آید، بدرفتاری می‌کند.»

He acts up when guests arrive.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خراب‌کاری کردن

خراب‌کاری کردندرست کار نکردن

درست کار نکردن یا مدام مشکل ایجاد کردن، دربارهٔ دستگاه یا بخشی از بدن.

To malfunction or cause trouble by not working properly.

«گوشی‌ام تمام صبح درست کار نکرد.»

My phone acted up all morning.

«زانویش در هوای سرد دردسرساز می‌شود.»

Her knee acts up in cold weather.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000