act independently

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

act in·de·pen·dent·ly/ækt ˌɪndɪˈpɛndəntli/
actto do something or take actionin-negation / notdependentrelying on something else-lyin the manner of / adverb suffix
phrase (عبارت)common

عبارت — عمل کردن به طور مستقل

عمل کردن به طور مستقلبه صورت مستقل رفتار کردن

انجام دادن کاری به صورت مستقل و بدون وابستگی به دیگران یا کنترل بیرونی.

To do something on one's own without relying on others or external control.

«در این نقش باید به طور مستقل عمل کنید.»

In this role, you must act independently.

«این ربات می‌تواند بدون ورودی انسان به طور مستقل عمل کند.»

The robot can act independently without human input.

تفاوت با واژه‌های مشابه
operate autonomouslyعمل کردن خودمختارانه

رسمی. معمولا در زمینه‌های فنی، سازمانی یا رباتیک استفاده می‌شود. در این زمینه‌ها می‌تواند جایگزین act independently شود ولی در مکالمه روزمره نه. مثال: این پهپاد به صورت خودمختار عمل می‌کند.

Formal. Usually used in technical, organizational, or robotic contexts. Can replace 'act independently' in formal or technical settings but not in everyday speech. Example: 'The drone operates autonomously.'

go it aloneتنها عمل کردن

غیررسمی. بیشتر در زبان گفتاری برای تاکید بر عمل کردن بدون کمک استفاده می‌شود. در موقعیت‌های غیررسمی جایگزین act independently است. مثال: او تصمیم گرفت تنها عمل کند.

Informal. Mainly used in spoken contexts to emphasize acting without help. Interchangeable with 'act independently' in informal situations. Example: 'She decided to go it alone.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000