add up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/æd ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جمع زدن

جمع زدنحساب کردن

چند عدد یا مقدار را با هم جمع زدن تا حاصلِ کل به دست آید.

To calculate the total of several numbers or amounts.

«لطفاً این عددها را جمع بزن.»

Add up these numbers, please.

«او صورت‌حساب را جمع زد.»

She added up the bill.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — روی هم شدن

روی هم شدنجمعاً شدن

در مجموع به عدد یا مقدار مشخصی رسیدن.

To produce a particular total or amount.

«هزینه‌ها روی هم پنجاه دلار می‌شود.»

The costs add up to fifty dollars.

«هزینه‌های کوچک زود روی هم جمع می‌شوند.»

Small fees quickly add up.

3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جور در آمدن

جور در آمدنمنطقی بودن

با در نظر گرفتن همهٔ واقعیت‌ها منطقی یا باورپذیر به نظر رسیدن.

To seem logical or believable when all the facts are considered.

«داستانش جور درنمی‌آید.»

His story doesn't add up.

«شواهد بالاخره منطقی به نظر رسیدند.»

The evidence finally added up.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000