بازگشت

admire

ad·mire/ədˈmaɪər/
verb (فعل)common
past (گذشته): admiredpast participle (مفعولی): admired-ing (حال): admiring3rd (سوم): admires
تحسین کردنتقدیر کردن

با احترام و تحسین به کسی یا چیزی نگاه کردن

To regard with respect and warm approval

«من شجاعت و اراده او را تحسین می‌کنم.»

I admire her courage and determination.

«آن‌ها نقاشی زیبا را تحسین کردند.»

They admired the beautiful painting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
appreciateقدردانی کردن

معمولی. مشابه است اما تحسین تأکید بر احترام دارد.

Common. Similar in meaning, but admire emphasizes respect and longing, not only thankfulness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000