بازگشت

advanced

ad·vanced/ədˈvænst/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more advancedsuperlative (عالی): most advanced
پیشرفتهعالی

در سطح بالاتر یا پیشرفته‌تر از حالت معمول.

At a high or more developed level than usual.

«او دروس پیشرفته ریاضی می‌گذراند.»

She takes advanced courses in math.

«این فناوری بسیار پیشرفته است.»

The technology is very advanced.

تفاوت با واژه‌های مشابه
developedتوسعه یافته

رایج است، به معنی بهبود یافته یا پیچیده‌تر است.

Common. Means improved or more complex; often interchangeable with advanced.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000