anal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

an·al/ˈænəl/
analrelated to the anus
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more analsuperlative (عالی): most anal

صفت — مقعدی

مقعدیمرتبط با مقعد

مربوط به مقعد یا نزدیک آن، که انتهای دستگاه گوارش است.

Relating to or near the anus, the opening at the end of the digestive tract.

«پزشک معاینه‌ی مقعدی انجام داد.»

The doctor performed an anal examination.

«بهداشت مقعد برای سلامتی بسیار مهم است.»

Anal hygiene is very important for health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rectalرکتالی

فنی/پزشکی. به راست‌روده اشاره دارد و از نظر آناتومیکی کمی متفاوت است؛ گاهی در زمینه پزشکی جایگزین anal می‌شود اما همیشه نه.

Technical/medical. Refers specifically to the rectum, slightly different anatomically; can sometimes replace 'anal' in medical contexts but not always.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more analsuperlative (عالی): most anal

صفت — وسواسی

وسواسیدقیق بیش از حد

(غیررسمی) توصیف فردی که بیش از حد وسواسی، دقیق یا کنترل‌گر است، اغلب در جزئیات کوچک.

(informal) Describing a person who is excessively meticulous, obsessive, or controlling, often about small details.

«او در مرتب کردن پرونده‌ها خیلی وسواسی است.»

He’s so anal about organizing his files.

«او کمی وسواسی در مورد مهلت‌ها است.»

She’s a bit anal when it comes to deadlines.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meticulousموشکافانه

روزمره/رسمی. کلمه‌ای مثبت یا خنثی برای توجه دقیق به جزئیات؛ فقط در بافت مثبت می‌تواند جایگزین anal شود.

Everyday/formal. A positive or neutral word for paying close attention to detail; can replace 'anal' only in positive contexts.

obsessiveوسواسی

غیررسمی. بر نگرانی اجباری یا بیش از حد تاکید می‌کند؛ گاهی در گفتار غیررسمی جایگزین anal برای توصیف رفتار می‌شود.

Informal. Emphasizes compulsive or excessive concern; sometimes interchangeable with 'anal' in casual speech describing behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000