apple

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ap·ple/ˈæpəl/
noun (اسم)commonplural (جمع): apples

اسم — سیب

سیب

میوه‌ای گرد با پوست قرمز، سبز یا زرد و طعمی شیرین تا ترش.

A round fruit with red, green, or yellow skin and sweet to tart taste.

«او برای ناهار یک سیب قرمز خورد.»

She ate a red apple for lunch.

«خوردن روزانه یک سیب باعث دوری از پزشک می‌شود.»

An apple a day keeps the doctor away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fruitمیوه

کلمه عمومی میوه؛ سیب نوع خاصی از میوه است.

General term; apple is a specific kind of fruit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000