بازگشت

armed

/ɑːrmd/
armweapon or limb-edhaving or provided with
adjective (صفت)common
مسلحمجهز به سلاح

مسلح؛ مجهز به سلاح.

Equipped with weapons.

«منطقه توسط سربازان مسلح محافظت می‌شود.»

The area is guarded by armed soldiers.

«او هنگام مسلح بودن دستگیر شد.»

He was arrested while armed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000