بازگشت

arrival

ar·ri·val/əˈraɪvəl/
ar-towardrivto come-alnoun suffix
noun (اسم)common
رسیدنورود

عمل یا لحظه رسیدن به مکانی.

The act or instance of coming to a place.

«رسیدن او به دلیل هوای بد به تأخیر افتاد.»

Her arrival was delayed by bad weather.

«ما منتظر ورود مهمان‌ها بودیم.»

We awaited the arrival of the guests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
comingآمدن

روزمره. تاکید بر فرایند رسیدن دارد.

Everyday. Similar meaning focusing on the process of reaching a place.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000