coming

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

com·ing/ˈkʌmɪŋ/
cometo move towards a place-ingpresent participle/gerund suffix
1verb (فعل)commonpast (گذشته): camepast participle (مفعولی): come-ing (حال): coming3rd (سوم): comes

فعل — در حال آمدن

در حال آمدنمی‌آید

شکل حال استمراری فعل "come"؛ در حال حرکت یا نزدیک شدن به جایی.

The present participle of "come"; moving or approaching a place.

«او به زودی به خانه می‌آید.»

He is coming home soon.

«آیا آنها به مهمانی می‌آیند؟»

Are they coming to the party?

تفاوت با واژه‌های مشابه
approachingدر حال نزدیک شدن (Everyday. 'Approaching' emphasizes getting closer to a destination or a point in time, often suggesting anticipation or warning. It can be used interchangeably with 'coming' when simply indicating movement towards, but 'coming' is more general.) (روزمره. 'Approaching' بر نزدیک شدن به مقصد یا زمان خاصی تأکید دارد، اغلب با حس انتظار یا هشدار. در مواردی که فقط حرکت به سمت چیزی مدنظر است می‌توان آن را با 'coming' جایگزین کرد، اما 'coming' کلی‌تر است.)
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more comingsuperlative (عالی): most coming

صفت — آینده

آیندهبعدی

قرار است اتفاق بیفتد یا به زودی می‌رسد؛ بعدی.

About to happen or arrive; next.

«هفته‌های آینده پرمشغله خواهند بود.»

The coming weeks will be busy.

«من مشتاق تعطیلات پیش رو هستم.»

I look forward to the coming holidays.

تفاوت با واژه‌های مشابه
upcomingدر پیش رو (Everyday. 'Upcoming' is often used for scheduled events or releases, giving a more formal or planned feel than 'coming'. 'The coming year' and 'the upcoming year' are often interchangeable.) (روزمره. 'Upcoming' اغلب برای رویدادهای برنامه‌ریزی شده یا انتشارها استفاده می‌شود و حس رسمی‌تر یا برنامه‌ریزی شده‌تری نسبت به 'coming' دارد. 'The coming year' و 'the upcoming year' اغلب قابل تعویض هستند.)
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000