بازگشت

asunder

a·sun·der/əˈsʌndər/
adverb (قید)literary
متلاشیجدا

جدا یا به قطعات تقسیم‌شده.

Apart or divided into pieces.

«کشتی در طوفان متلاشی شد.»

The ship was torn asunder by the storm.

«دوستی‌شان بعد از بحث از هم پاشید.»

Their friendship fell asunder after the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
apartجدا

رسمی. معنی مشابه ولی در گفتار روزمره بیشتر استفاده می‌شود.

Formal. Similar meaning but more commonly used in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000