baaing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

baa·ing/ˈbɑːɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): baaedpast participle (مفعولی): baaed-ing (حال): baaing3rd (سوم): baas

فعل — مُعُع کردن

مُعُع کردنصدا کردن گوسفند

صدا کردن صدای مخصوص گوسفند یا بز.

Making the characteristic cry of a sheep or goat.

«بره‌ها در مزرعه بلند معُع می‌کردند.»

The lambs were baaing loudly in the field.

«صدای گوسفندی که نزدیک انبار معُع می‌کرد را شنیدم.»

I heard a sheep baaing near the barn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bleatingبلات کردن

رایج. معنی نزدیک، اما 'bleating' برای صداهای مختلف حیوانات است و 'baaing' مخصوص گوسفند و بز.

Common. Synonymous, but 'bleating' applies to various animals' cries, while 'baaing' is specifically sheep/goats.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000