bail out on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈbeɪl aʊt ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جا زدن

جا زدنتنها گذاشتن

وقتی از شما انتظار همراهی می‌رود، کسی یا تعهدی را رها کردن.

to abandon a person or commitment when support is expected

«الان نمی‌توانی تیمت را تنها بگذاری.»

You can't bail out on your team now.

«او زود از پروژه کنار کشید.»

She bailed out on the project early.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000