بازگشت

balmy

bal·my/ˈbɑːmi/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): balmiersuperlative (عالی): balmiest
ملایمدل‌انگیز

هوایی گرم و آرام و مطبوع

Pleasantly warm and calm weather

«از غروب دل‌انگیز کنار ساحل لذت بردیم.»

We enjoyed the balmy evening by the beach.

«باد ملایم پارک را برای پیاده‌روی بی‌نقص کرد.»

The balmy breeze made the park perfect for a walk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mildملایم

رایج. شرایط آب‌وهوایی ملایم و نه شدید را توصیف می‌کند.

Common. Describes gentle, not extreme, weather conditions.

pleasantخوشایند

رایج. صفت مثبت عمومی برای آب و هوای دلچسب.

Common. General positive adjective for enjoyable weather.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000