bang away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bang a·way/ˈbæŋ əˈweɪ/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — پیوسته کوبیدن

پیوسته کوبیدنمدام کار کردن

یعنی پیوسته ضربه زدن، سروصدا کردن یا با پشتکار کار کردن.

To keep hitting, making noise, or working persistently.

«کسی مدام پیانو می‌زد.»

Someone was banging away on the piano.

«او تمام شب با پشتکار روی مقاله‌اش کار کرد.»

She banged away at her essay all night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000