بازگشت

barbecue

bar·be·cue/ˈbɑːr.bɪ.kjuː/
barbecuea method of cooking food, especially meat, over an open fire or grill
1noun (اسم)common
plural (جمع): barbecues
باربیکیوجشن کباب‌پزی

جمعی که در فضای باز برگزار می‌شود و غذا معمولاً روی آتش یا کباب‌پز طبخ می‌شود.

An event or gathering where food is cooked and eaten outdoors, often grilled meat.

«آخر هفته گذشته در حیاط پشت خانه باربیکیو داشتیم.»

We had a barbecue in the backyard last weekend.

«آن‌ها جمعه دوستان را به باربیکیو دعوت کردند.»

They invited friends to a barbecue on Sunday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cookoutجشن پختن غذا در فضای باز

غیررسمی. در انگلیسی آمریکای شمالی به معنی مهمانی در فضای باز با غذای کبابی جایگزین barbecue می‌شود.

Informal. Interchangeable with 'barbecue' mostly in North American English, meaning an outdoor meal with grilled food.

2verb (فعل)common
past (گذشته): barbecuedpast participle (مفعولی): barbecued-ing (حال): barbecuing3rd (سوم): barbecues
کباب کردنغذا را روی باربیکیو پختن

پختن غذا، خصوصاً گوشت، روی آتش یا کباب‌پز در فضای باز.

To cook food, especially meat, over an open flame or grill outdoors.

«برای شام مرغ را روی باربیکیو کباب کردند.»

They barbecued chicken for dinner.

«در تعطیلات تابستانی دوست داریم باربیکیو کنیم.»

We like to barbecue during summer holidays.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grillکباب کردن روی گریل

رایج. اغلب با barbecue هنگام پختن گوشت روی حرارت مستقیم قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with 'barbecue' in contexts of cooking meat over direct heat.

roastکباب کردن در فر یا آتش

رسمی. معمولاً به پخت با حرارت خشک در فر اشاره دارد و کمتر برای فضای باز استفاده می‌شود.

Formal. Usually refers to cooking with dry heat in an oven, less typical for outdoor cooking compared to 'barbecue'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000