بازگشت

barge

/bɑːrdʒ/
1noun (اسم)technical
plural (جمع): barges
بارجقایق باری

یک قایق بزرگ با ته مسطح برای حمل کالا در رودخانه‌ها و کانال‌ها.

A large flat-bottomed boat used for carrying goods on rivers and canals.

«بارج زغال سنگ را پایین رودخانه حمل کرد.»

The barge transported coal down the river.

«چند بارج کنار اسکله صف کشیده بودند.»

Several barges were lined up at the dock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lighterقایق باربردار

فنی. قایق کوچک‌تری با ته مسطح شبیه بارج است، بیشتر در بندرها استفاده می‌شود. در برخی موارد جایگزین بارج می‌شود اما معمولاً به قایق‌های کوچک‌تر گفته می‌شود.

Technical. A smaller flat-bottomed boat similar to a barge, mostly used in ports and harbors. Interchangeable in some contexts but lighter usually refers to smaller vessels.

2verb (فعل)common
past (گذشته): bargedpast participle (مفعولی): barged-ing (حال): barging3rd (سوم): barges
با زور وارد شدن بی‌پروا داخل شدن

با زور و بی‌احتیاط وارد مکانی شدن یا از میان جمعیت عبور کردن.

To move forcefully or clumsily into a place or through a crowd without care.

«او بدون کوبیدن در، وارد اتاق شد.»

He barged into the room without knocking.

«او از میان جمعیت با زور گذشت تا به جلو برسد.»

She barged through the crowd to get to the front.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushشتابان رفتن

روزمره. سرعت را تأکید می‌کند اما لزوماً بی‌احتیاطی را نه؛ وقتی تمرکز روی حرکت سریع است می‌تواند جایگزین barge شود.

Common. Emphasizes speed but not necessarily lack of care; can replace 'barge' when the focus is on quick movement.

pushهل دادن

روزمره. نیروی فیزیکی را توصیف می‌کند؛ وقتی تمرکز روی کنار زدن فیزیکی است می‌تواند جایگزین barge شود.

Common. Describes physical force; can replace 'barge' when focus is on physically moving someone or something aside.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000