بازگشت

barred

/bɑːrd/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more barredsuperlative (عالی): most barred
مسدود شدهممنوع

مسدود شده یا جلوگیری شده از ورود یا انجام کاری.

Blocked or prevented from entering or doing something.

«او از ورود به باشگاه محروم شد.»

He was barred from entering the club.

«جاده به علت تصادف مسدود بود.»

The road was barred due to the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blockedمسدود شده

رایج. معنای مشابه اما 'barred' معمولاً به جلوگیری رسمی اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'barred' often implies official or deliberate prevention.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000