بازگشت

barter

bar·ter/ˈbɑːrtər/
1verb (فعل)common
past (گذشته): barteredpast participle (مفعولی): bartered-ing (حال): bartering3rd (سوم): barters
مبادله کردنتهاتر کردن

مبادله کالا یا خدمات بدون استفاده از پول.

To trade goods or services directly without using money.

«آن‌ها غذا را با ابزار مبادله کردند.»

They bartered food for tools.

«روستاییان اغلب کالاها را به جای خرید با هم مبادله می‌کنند.»

Villagers often barter goods instead of buying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tradeمبادله

رایج. معنی مشابه دارد اما trade تا حدی شامل پول است، barter مبادله مستقیم است.

Common. Similar meaning but trade often involves money; barter is direct exchange.

2noun (اسم)common
مبادله

عمل یا سیستم مبادله کالا بدون پول.

The act or system of exchanging goods without money.

«مبادله پیش از وجود پول رایج بود.»

Barter was common before money existed.

«آن‌ها برای گرفتن مایحتاج به مبادله پرداختند.»

They engaged in barter to get supplies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000