big deal

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌbɪɡ ˈdiːl/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — موضوع مهم

موضوع مهممسئلهٔ بزرگ

موضوع یا اتفاقی که اهمیت زیادی دارد.

a matter that is important or serious

«گرفتن آن شغل برای او اتفاق مهمی بود.»

Getting the job was a big deal for her.

«این برای تیم ما مسئلهٔ بزرگی است.»

This is a big deal for our team.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — که چی؟

که چی؟مهم نیست

برای بی‌اهمیت یا چشمگیر نبودن چیزی، اغلب با لحن طعنه‌آمیز، گفته می‌شود.

used sarcastically to say that something is not impressive or important

«یک بازی بردی؛ که چی؟»

You won one game. Big deal.

«مهم نیست، همه اشتباه می‌کنند.»

Big deal, everyone makes mistakes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000