bigger fish to fry

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

big·ger fish to fry/ˌbɪɡər ˈfɪʃ tə ˈfraɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کارهای مهم‌تر

کارهای مهم‌ترمسئله‌های مهم‌تر

مسئله‌های مهم‌تری که باید به آن‌ها رسیدگی شود.

more important matters that need attention

«امروز کارهای مهم‌تری دارم.»

I have bigger fish to fry today.

«مدیر مسئله‌های مهم‌تری برای رسیدگی دارد.»

The manager has bigger fish to fry.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000