black out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/blæk aʊt/
blackdark coloroutcomplete or total
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — قطع برق

قطع برقخاموشی موقت نور

وقتی نور یا برق به طور موقت قطع شود یا خاموش شود

(of light or electricity) to be lost temporarily or to stop working

«شهر در طول طوفان قطع برق کرد.»

The city blacked out during the storm.

«صفحه ناگهان خاموش شد.»

The screen blacked out suddenly.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بیهوش شدن

بیهوش شدناز هوش رفتن

به طور موقت بیهوش شدن یا از هوش رفتن

to faint or lose consciousness temporarily

«بعد از ایستادن طولانی مدت، او بیهوش شد.»

He blacked out after standing too long.

«حس سرگیجه کرد و سپس بیهوش شد.»

She felt dizzy and then blacked out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
faintغش کردن

رایج. زمانی که منظور بیهوشی موقت به خاطر ضعف یا گرماست، قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to temporary unconsciousness due to weakness or heat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000