blanky

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

blank·y/ˈblæŋ.ki/
blankempty, without content-yhaving the quality of
noun (اسم)informalplural (جمع): blankys

اسم — پتوی کوچک

پتوی کوچکپتوی کودک

یک پتو کوچک و نرم که معمولاً برای بچه‌ها یا جهت آرامش استفاده می‌شود.

A small soft blanket, often used for babies or comfort.

«نوزاد پتوی کوچک خود را محکم گرفت.»

The baby clutched her blanky tightly.

«او هر شب با پتوی کوچک خود می‌خوابید.»

He slept with his blanky every night.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000