blimp out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/blɪmp aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خیلی چاق شدن

خیلی چاق شدنگنده شدن

خیلی چاق شدن یا به‌طور محسوس درشت‌تر شدن.

To become very fat or noticeably larger.

«او بعد از دانشگاه خیلی چاق شد.»

He blimped out after leaving college.

«نمی‌خواهم این زمستان خیلی چاق شوم.»

I do not want to blimp out this winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000