blood, sweat and tears

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/blʌd swɛt ən tɪrz/
phrase (عبارت)common

عبارت — خون دل خوردن

خون دل خوردنزحمت و رنج بسیار

تلاش سخت، زحمت بسیار و رنجی که برای رسیدن به چیزی کشیده می‌شود.

A great deal of hard work, effort, and suffering.

«این پروژه زحمت و رنج بسیار برد.»

The project took blood, sweat and tears.

«موفقیت او حاصل سال‌ها تلاش و رنج بود.»

Her success came from years of blood, sweat and tears.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000