blood, sweat and tears
/blʌd swɛt ən tɪrz/
phrase (عبارت)common
عبارت — خون دل خوردن
خون دل خوردنزحمت و رنج بسیار
تلاش سخت، زحمت بسیار و رنجی که برای رسیدن به چیزی کشیده میشود.
A great deal of hard work, effort, and suffering.
«این پروژه زحمت و رنج بسیار برد.»
“The project took blood, sweat and tears.”
«موفقیت او حاصل سالها تلاش و رنج بود.»
“Her success came from years of blood, sweat and tears.”